
دوستای گلم سرم شلوغه و اخیرا هم حرفی برای گفتن ندارم. براتون آرزوی بهترین ها رو دارم توی سال جدید.امیدوارم خودم هم دوباره بشم همون آدم پر شور سابق... میشم ^_^ موفق و پیروز باشید. نوشته شده توسط . در یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۵ ...
ادامه مطلب
* وسیله هامو تقریبا جمع و جور کردم، برای رفتن به خوابگاه،اما یه سری خرید دارم که باید برم انجام بدم، حوصله اش رو ندارم :-| شیطونه میگه بیخالش بشم، بعدا میرم میخرم دیگه... هوم؟ تازه کارت مترو و سوئی شرتمم خونه مامان بزرگمه، باید برم بگیرم... اووووووووووووووف... اصلاااا حسش نیس... راستی دوشم باید بگیرم که... اه! * چقدر تو خونه موندن کسالت آوره واقعا...مخصوصا وقتی مامان خونه نباشه :-| * تو خونمون بوی ازدواج میاد... روز و شب دعا میکنم خیر باشه... چقد استرس زاست! * برنامه ام مشکل داره، اووووف.. چرا مغزم کار نمیکنه؟...
ادامه مطلب
خب هفته پیش رو با 18 ساعت به اتمام رسوندم، بد نبود، میتونست خیلی بهتر باشه، اما به قول دوستم "خدارو شکر میکنم و ازش میخوام روزیمو بیشتر کنه" :)) ^_^ میانگین این ترمم تا الان: 1:51 اول باید برسونم به 2... این هفته باید حداقل میانگینمو برسونم به 2:18، تا میانگین کلم برسه به 2 ساعت تمام ^_^ قرار بود از سه شنبه تا جمعه 40 تا پومودورو بخونیم، من 34 تا و دوستم حدودا 20 تا خوند... و اینجوری شد که به مدت یک هفته از هرگونه تماس غیر خیلی ضروری محروم خواهیم بود :( :)))))))) یعنی یه جریمه ای گذاشتم من که به غلط کردم افتادم، ولی خب... هر دومون میخوایم که قانون شکنی هم نکنیم در عین حال :)) وز...
ادامه مطلب
دور خودم میچرخم... ساعت 9 و 45 دقیقه: الان جدول تابستون رو بستم و گذاشتم کنار... میانگین روزانه ام شد 59 دقیقه. گور باباش!! مهم اینه که از این لحظه به بعد چجوری خواهم بود : من که میگم عالی ^_^ لتس گو لتس گو :)) * باید ی برنامه منظم برای ورزشم بذارم، اینجوری نمیشه... مثلا شنبه و یکشنبه و چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه صبحها ساعت 8 تا 9 ورزش کنم عالیه، دوشنبه و سه شنبه هم که کلاس دارم 8 صبح، کلا استراحت میدم به خودم. میتونم پیاده روی کنم و حالشو ببرم! * برم بشینم جدول ترم جدید رو درست کنم... دلم میخواد این ترم برم بالای روزی 2 ساعت ساعت نزدیک 19: خب خب خببببببببب تنبلی...
ادامه مطلب
سلاااااااااااام ساعت 1 و نیم خوابیدم، . 6 بیدار شدم به مرگ طبیعی :)) و دیگه خوابم نبرد... خلاصه که شد سعادت اجباری... بعد بیدار شدم دیدم دوستمم دیشب بیخواب بوده و بیداره... خخخخخخ من از استرس سفر اصفهان و خرید قبلش و پروپزال خوابم نمیبرد :-| وزنم یه هو رفته بالا، البته من هر روز ساعت 10 و 11 بیدار میشم و وزن میکنم، بخاطر همین بنظرم قابل مقایسه نیست... خوابم میاد خب :-| *یه هفته قبل از سفر وقت دارم، میخوام تمام این وقتمو فقط بذارم برای پروپزال فعلا cpp تعطیل ساعت 12.5 : وزن امروز 65.6 از 8 تا 11.45 هم خوابیدم همچونان خرس *دارم فکرمیکنم که برای 3 تا کاری که دارم، روزی 2 سا...
ادامه مطلب
سلام. سه شنبه شب رفتیم اصفهان و شنبه ظهر رسیدیم تهران، خیلیییییییییییییییی هم خوش گذشت ^_^ *دیروز استادم گفت باید از پروپزالتون دفاع کنید! اینجا قبلا اینجوری نبود، شانس منه :( حالاباید بشینم حسابی براش بخونم. گفتم استاااااااااااد :(( من میخواستم بعد تحویل پروپزالم لیزیک کنم! گفت خب اون که یه روزه! گفتم آخه استاد بعدش نمیتونم مطالعه کنم ک :( گفت خب عب نداره، برو وقت بگیر و اینا... بعد دفاعت عمل کن :-| :( * دوباره میخوام برم تو کار پومودورو و ترکوندن ^_^...
ادامه مطلب