
به نام خدا میخوام یه عالمه درس بخونم، یه عالمه حال خوب داشته باشم، یه عالمه بهتر بشم، تو هر زمینه ای، یه عالمه از وقتم بهتر استفاده کنم، و یه عالمه پیشرفت کنم... الهی به امید خودت... پایان ^_^ دوش درس رژیم ...
ادامه مطلب
امروز روز اول تعطیلات آخر هفته من بود و باز هم به بطالت گذشت! البته صبح که کارای خونه رو کردم، اما خب تمام بعد از ظهر رو دور خودم چرخیدم، نه چتی بوده و نه فیلم و نه کار خاصی.. واقعا نمیدونم چیکار کردم :-| متنفرم از اینکه روزهامو اینجوری میسوزونم... نمیدونم چرا نمیشینم درس بخونم! تو شرایطی که وقتم تنگه و دو تا اسباب کشی در پیش داریم...تو شرایطی که کلی تو کارام عقبم... از توی خونه موندن این مدلی متنفرم، از صبح تنهام و حوصله ام حسابی سر رفته، ولی وقتی هم که میرم دانشگاه هم اونجا خیلی خسته ام، و م اینکه دیگه شلوغ شده و نمیشه مثل تابستون تمرکز داشته باشم... خب پس ...
ادامه مطلب
چهارشنبه و پنج شنبه که درس نخوندم! دیروزم عصر عینکم شکستو گفتن که خیلی زود تحویل بدن ساعت 8 شب شنبه است! میخواستم تنبلی نکنم و از چهارشنبه و 5شنبه ام استفاده کنم! حالا حقمه! به هرحال به هر نحوی شده باید امروز درس بخونم! گذشته ها گذشته... کارهام: 1. شستن ظرفهای دیروز 2. پختن ناهار 3. پختن شام 4. غذای فردا ناهار 5. شستن لباس هام 6. پاک کردن گاز 7. یه جاروی مِلو! 8. ظرفهای ناهار 9. ظرفهای شام 10. اتو زدن مانتوهام 11. شستن شلوار لی (حتـــــــــما قبل از ظهر) (این شماره 5 و 9 و 10 و مخصوصا 11 خیلی مهمه، نباید برای فردا کار بمونه) چشمم نمیبینه واقعا! ...
ادامه مطلب
دور خودم میچرخم... ساعت 9 و 45 دقیقه: الان جدول تابستون رو بستم و گذاشتم کنار... میانگین روزانه ام شد 59 دقیقه. گور باباش!! مهم اینه که از این لحظه به بعد چجوری خواهم بود : من که میگم عالی ^_^ لتس گو لتس گو :)) * باید ی برنامه منظم برای ورزشم بذارم، اینجوری نمیشه... مثلا شنبه و یکشنبه و چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه صبحها ساعت 8 تا 9 ورزش کنم عالیه، دوشنبه و سه شنبه هم که کلاس دارم 8 صبح، کلا استراحت میدم به خودم. میتونم پیاده روی کنم و حالشو ببرم! * برم بشینم جدول ترم جدید رو درست کنم... دلم میخواد این ترم برم بالای روزی 2 ساعت ساعت نزدیک 19: خب خب خببببببببب تنبلی...
ادامه مطلب